پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )
66
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )
وان و اروميه را از هم جدا مىكند شروع مىشود ؛ رشتهكوههاى خلسين « 1 » را تا كوههاى چهل چشمه دنبال مىكند بعد به درازاى كنارهء رودخانهء مهروان « 2 » ادامه مىيابد و در مشرق خود ، درياچهء زرهبار « 3 » را گذاشته و به جبلتاك « 4 » مىپيوندد . كردستان تركيه همانگونه كه ما تعريف كرديم هشت سنجك يا استان دارد كه استاندارانش عنوان پاشا به خود مىگيرند يا دعوى چنين عنوانى را مىكنند . اين سنجكها عبارتند از : بايزيد ، موش ، وان ، جولمرك « 5 » ، آماديا « 6 » ، سليمانيه ، قراچولان و زاخو « 7 » . با اينهمه بجز پاشانشين وان كه چنين عنوانى را دارا مىباشد ، عنوان پاشائى در ساير استانها به معناى اعم فرمانرواست . كردهائى كه در آنجا زيست مىكنند مايل نيستند كه خود را تبعهء عثمانى بدانند تا آنجا كه اغلب آنان نه دستار و نه جامهء عثمانيان را مىپوشند . كردها به حكومت عثمانى پيشنهاد نصب پاشاها و بيگهاى خود را مىكنند و با اينكه اينها هميشه از يك خاندان برگزيده مىشوند با اينحال هنگام انتخاب كم پيش مىآيد كه آشفتگىهاى فراوان و حتى زد و خورد خونين رخ ندهد . كردها به تيرهها و ايلهاى بسيار منشعب مىشوند و سركردهشان منصب بزرگ پاشا يا بيگ را مىپذيرد . شاه ايران هم در كردستان كه جزئى از شاهنشاهى ايران است جز عنوان شاهى قدرت ديگرى ندارد ولى فتحعلى شاه فرمانرواى كنونى ايران با قدرت خود مانع مىشود كه چادرنشينان آن ناحيه به همان اندازهء كردهاى عثمانى فتنهانگيز باشند . حكومتنشين كردهاى ايران سنه است . اين تودهء مردم چه شهرنشين و چه در ييلاق و قشلاق در حركت باشند خود را از نژاد مغول و اوزبك مىدانند كه شورش ناگهانى آنها اغلب سبب برهمخوردگى
--> ( 1 ) - Khelessln ( 2 ) - Mehrwan ( 3 ) - Zerebar ( 4 ) - براى نوشتن اين سطر به نسخهء دستى سفرنامهء سرهنك فابويه Fabvier كه همراه ژنرال گاردان به ايران آمده بود مراجعه كردهايم . ( 5 ) - Djulamerk ( 6 ) - A'madia ( 7 ) - Zahou